خط داستانی
ایوان، کارآگاه سابق و اکنون محکوم سابق که به دنبال انتقام است، برای مرگ شریکش و بیعدالتی که سالها پیش او را به زندان انداخت، با او روبهرو میشود. «خواستن سپس یافتن است» — ناگهان زن زیبارویی او را به دشمن شماره یک در یک میز نقرهای پیشنهاد میدهد. ایوان وسوسه میشود؛ چگونه میتواند مقاومت کند؟ این قتل به ازای مزد او را وارد گروه قاتلان میکند که به شدت سعی در فرار از آن دارد. وجدانش فریاد میزند اما شرایطش پیروز میشود. در راه هدف بعدیاش، پس از یک تصادف خودرو دچار فراموشی میشود. نجات یافته توسط صاحب یک مهمانسرای کنار جاده، زن زیبا، سابقاً قاتلِ مزدور، در حالت خوشبینی ناآگاهانهای زندگی میکند. اما درد سر او را پیدا میکند. بین سیلّا و کرِیبردیس دردناکِ گناه، اکنون باید هدفی خطرناکترین را روبهرو شود در حالی که باید خانواده و روح خود را از نابودی کامل حفظ کند.