خط داستانی
تودی پرندهٔ تنهايی است که در يک کارخانهٔ بستهبندی، جان میکند. او آرزوی زندگی بهتر در زير نور آفتاب را دارد، در کنار کسی که برای خستگی و فشار کارش اهميتی قائل باشد. وقتی يک بسته به ايستگاه کاری او میرسد که مقصدش سرزمينهای آفتابی است، تودی تصميم میگيرد برای يافتن بهشت خود، فرار کند. اما کارخانه نقشههای ديگری در سر دارد.