خط داستانی
راجانایاکی ثروتمند سه پسر دارد: گُپی، مادو و بالو. او به داشتن نوه پسر شدیداً نیاز دارد و وراثت خود را به فرزند مذکرش می دهد. پسران بزرگ فقط دختر دارند و بالو همچنان مجرد است. بالو در مراسم عروسی به عنوان خواننده فعالیت می کند و با سواتی، دختری از خانواده متوسط، عاشق می شود و با او ازدواج می کند. سواتی باردار می شود و همچنین شانتی، همسر راجا، نیز باردار است. هر دو به طور هم زمان پدر می شوند. اما رازها و دروغ ها در میان رویدادها گسترش می یابد و داستان به ماجرایی هیجان انگیز تبدیل می شود