خط داستانی
کمدی تراژیک درباره بشریت. پریستینا ۱۹۹۹. ناتو صربستان را بمباران کرده است. ساکنان آلبانینشین کوزوو «پیروزی» خود را بر علیه «ستمگران صرب» جشن میگیرند. نفرت قومی به شدت رایج است. جامعه بینالمللی هزاران مأمور به دموکراسیسازی را میفرستد. آنا، دختر جوان آلمانی، با ایدهآلیسم فراوان میخواهد برای تغییر دموکراتیک سهمی داشته باشد. پدرخوانده پلاکا به ثروتستیزان و دشمنان غرب تعلق دارد. آنا هدف جاذبه پلاکا میشود. در عین حال آنا بهزودی میفهمد که همکاران بینالمللی او نادان، فاسد و از مأموریت خود بیزارند. بدترین نکته این است که فرمانده راچی، مدعی آزادیخواه کوزوو، مانند مافیایستی از کشور بهرهکشی میکند. آنا شاهد خشونت ملیگرایانه است و دنیايش با احساس مسئولیت برای اشتباه کشندهاش فرومیریزد؛ پلاکا هم همدست اوست. دو دوست ویژه حالا جان خود را برای بشریت و در برابر بیتفاوتی به خطر میاندازند.