خط داستانی
تئاتر تلویزیونی اقتباسی از داستان اف. کارینتی از اهمیت داشتن حس خانه. مربای آلو نشانگر خانه، رفاه خانواده است که پسری کوچک به نام فرکو که با والدینش در شهر مجارستانی دههٔ سی قرن بیستم زندگی میکند به شدت به آن امید دارد. مادری با آرزوی برآورده نشده برای تبدیل شدن به پیانیست مشهور و پدری با رویاهای دورتر برای نویسندهای جهانی مشهور و ثروتمند برای پسرشان زمان ندارد یا حتی کلمهٔ محبت آمیز نمیگوید. همدم دوستدار او تنها مانچی است که با این حال از سوءتفاهم با اربابانش میگریزد. فرکو تنها میماند، ناامید و از پذیرش دوستی با خادمهٔ تازهٔ رویا رُوزا محتاج است. اما او نیز رویای بزرگ خود را دارد و روُزا به او در رسیدن به آن کمک میکند.