خط داستانی
کات، اسکیباز حرفهای سابق، به عنوان کمک اسکی و کارمند فروشگاه اسکی در کوه بلِس کار میکند و برای برگزاری جشن زمستانی که به رونق کسبوکار شهر کوچک کمک کند، آماده میشود. تای، پدر بیوه و دخترش آنا از نیویورک به منظور تمرین با قهرمان اسکی (و همتیمی سابق کات) مادی میآیند و به سرعت با کات ارتباط برقرار میکنند، زیرا سبک مربیگری مادی برای آنا بسیار تهاجمی است. در حالی که کات آنا را مربیگری میکند و برای جشن زمستانی با تای آماده میشود، جرقهای بین کات و تای شکل میگیرد. اما وقتی سقوط آنا در تپه باعث میشود او به مسابقه فکر کند و برنامهاش را برای رفتن زودهنگام به خانه با تای تغییر دهد، کات ممکن است هر دو رابطه جدید و اعتماد به نفس دوبارهاش به عنوان مربی را از دست بدهد. کات، تای و آنا باید به درون خود نگاه کنند تا بر ترسهایشان غلبه کنند و به جلو پیش بروند.