R4CH43L
باب پنج ساله متوجه میشود که خانواده کاتولیک اوکرایینیاش در حال پنهان کردن یهودیان از نازیها در انباری هستند که مشرف به قبرستان یهودیان کیف است. او شاهد قتل روزمره همسایگان و دوستانش میشود. پنجاه سال پس از مجازات خانوادهاش به خاطر اعمال انساندوستانهشان، باب به طور تصادفی با اعدامکننده نازی برخورد میکند. او هرگز چهره موجود در کابوسهایش را فراموش نکرده است. این داستان بر اساس خاطرات رابرت ای. کرامارچوک، دکترا است.