بازگشت به رستگاری
Redención
آقای فِره سفر تفریحی خود را با ورود کاپری قطع میکند تا از طریق راهی تاریک وارد عمارت اسرارآمیزی شود، جایی که اماکنی ناشناخته در انتظار یک خدمتکار رازآلود هستند که تمام امیال او را فراهم میکند. در محل، در حالی که مهمانان قدیمی در نقاشیهای دورهای مشاهده میشوند، آتشی crackling روشن میکند اتاق را. آقای فِره بر روی کاناپه به سبک لویی چهاردهم لم داده و آرام و سرد روی صندلیک است. زمان به نظر میرسد متوقف نمیشود جز ساعتی شیشهای که لحظهها را کوتاه میکند تا دردناکترین لحظات گذشته را دوباره زنده کند، جایی که آقای فِره قربانی و جلاد بود. خدمتکار که کودکی او را به یاد میآورد سعی میکند کودکی را که با وقار و بیگناهی بود نجات دهد تا آقای فِره بتواند خود را بازپس گیرد و از انتقام ظالمانه گناه رها شود.