دیدن شیشه بیشتر
See More Glass
مایکل، کهنهسرباز جنگ، با وجدانی آکنده از گناه دست و پنجه نرم میکند، در حالی که رابطهاش با همسر و خانوادهاش رو به زوال است. او که نمیتواند در خانه بماند و در هر گوشهای یادآور دردش است، در جستجوی تنهایی به ساحلی میرود، اما با دختری روبرو میشود که هدیهای به او پیشکش میکند و به او کمک میکند تا با گذشتهاش روبرو شود.