پیکهای مرگ
Die Boten des Todes
داستان درباره هانس، مرد جوان مهربان اما چندان باهوشی است. او از زندگی در مزرعه پدرش خسته شده است. آرزو دارد دنیا را ببیند و زنی برای ازدواج پیدا کند. بنابراین راه میافتد و در همین حال قصد دارد به دیدن مادربزرگش برود. با این حال، مسیر او را مستقیماً به سرزمین افسانههای برادران گریم میبرد، جایی با شخصیتهای مختلف از داستانهای آنها ملاقات میکند: سیندرلا، زیبای خفته، رامپلاستیلتاسکین، مادر هولدا، خیاط کوچک شجاع، گربه چکمهپوش، استاد پفریم و در نهایت، پدر مرگ. آخرین شخصیت کمی حالش خوب نیست و هانس بیخبر به او کمک میکند تا دوباره روی پاهایش بایستد.