آگمنت
Angemacht
دختری تنها در عصرگاهی شلوغ شهر قدم میزند و با نگاههای معنادار به رهگذران توجه میکند. گفتگوهای کوتاه ادامه مییابد و مردی او را به خانهٔ خود دعوت میکند. او به سختی شام آماده میکند اما او تدریجاً بیقرار میشود و ناگهان ناپدید میشود. او دوباره در خیابان راه میرود و بالاخره وارد مغازهٔ رکورد میشود. با کلماتی مبهم توجه فروشنده را جلب میکند و در پایان فیلم تمام میشود