دختر پنگوئنی
Penguin Girl
مون عشق به پنگوئنها دارد. آرزوی زندگیاش مطالعهٔ پنگوئنها در قطب جنوب است. او باور دارد که همسر سرنوشتیش را درست همانگونه که پنگوئنها جفتیابی میکنند، پیدا خواهد کرد. روزی مون با آدلی روبهرو میشود؛ پسری که در لباس پنگوئن است و با رفتارهای جفتیابیِ پنگوئن به او میخندد. مون فکر میکند رایحهٔ پنگوئنِ آدلی همان سرنوشت اوست. هر چه زمان میگذرد، آدلی از صمیمیت و شور مون تحت تأثیر قرار میگیرد. درست وقتی رابطهشان پیشرفت میکند، مون برای برنامهٔ تبادل به بریتانیا فرستاده میشود و میان عشق و رویاهایش دچار دودستگی میشود.