حیوانات بی پناه
Animali randagi
رانندههای لوکا و تونى در حال رانندگى آمبولانس به سمت صربستان هستند تا امیر، مردى بیمار که به دنبال گذشتهاش مىگردد، را به وطن بازگردانند. با آنها ماریا، دخترش، که سالهاست پدرش را ندیده است، سفر را همراهى مىکند. سفر به سوى شرق اسرار چهار زندگی را آشکار مىکند و آنها را به سوى نقطه عطفى سرنوشتساز سوق مىدهد.