spare
Spare
گوانگته با بدهی از سوی یک دزد قسطی تحت فشار است و در نهایت تصمیم می گیرد برای پولش کبدش را بفروشد. از دوستش گیل-دو می خواهد ترتیبی بدهد و یاکوزا با او تماس می گیرد تا رئیس در حال مرگ شان را نجات دهند. اما گیل-دو با پول گوانگته ناپدید می شود و گوانگته در مقابل گروه ایستادگی می کند و می گوید تا گیل-دو را دستگیر نکند به ژاپن نمی رود. پس گوانگته و یاکوزا به دنبال گیل-دو می روند و در پاسخ، دزد قسطی هم آن ها را تعقیب می کند.