خط داستانی
چند بار برایتان پیش آمده است؟ مادرتان برای چند هفته شهر را ترک میکند و شما موافقت میکنید که صندوق پستیاش را کنترل کنید. با دوچرخه به خانهاش میروید و در مسیر در حراجی محله مردی پیر ذرهبینی به شما جعبه طلایی عجیبی را به قیمت هفده دلار میفروشد. البته! همهٔ ما چندین بار چنین اتفاقی افتاده است. به نظر میرسد که هر فیلمی از این روال آغاز میشود. اما صبر کنید! همانطور که به نظر میرسد فیلم در سطح معمولی گیر کرده باشد، ناگهان به طور کامل دیوانه میشود!