خط داستانی
زندگیی که هرگز از آن درخواست نکرد، نفرینی که نمیخواست. وقتی یک سرباز جنگ داخلی پس از حملهٔ یک خونآشام رها میشود تا بمیرد، گزینهٔ خود را میگیرد؛ تغییر یا مرگ. اکنون پس از دههها از بودن در حالت غیرمردگی، جو برای نخستین بار چیزی برای زندگی دارد هنگامی که با زن زیبایی که به زندگیاش علاقهمند است روبهرو میشود. اما وقتی دشمن قدیمی بازمیگردد، آیا جو میتواند از کسی که دوستش دارد محافظت کند یا مانند گذشته همه چیزهایی که به آن دل بسته بود را از دست بدهد