قطار دست به گِیر: بگذار صبح بیاید
Groper Train: Let Me Come in the Morning
كنتارو که در شرکت توالت کار می کند شیفته جونکو است که هر روز صبح با همان قطار سوار می شود روزی که می خواهد عشق خود را به او ابراز کند تهدیدی از سوی فرد مزاحمی به او می شود و پولش به سرقت می رود این زن برادر بزرگ جونکو را به نام ریوکو است که خاندان کُوجی با خود می نویسد پسران خانواده با وجود بی سنی جوانان بیستند و گروه از هم پاشیده می شدند کیوجی عاشق شخصیت كنتارو می شود رابطه آنها را تایید می کند اما تا آن زمان گروه جوانی دیگر داشتند که باید منحل شود ناگهان نورایی رئیس موقت از زندان آزاد می شود و کیوجی نام مهمش را از دست می دهد