پایان بلوغ
The End of Puberty
در کلاس پرهیاهو، معلم زیستشناسی مادُکا درسش را با صدای پایین ادامه میدهد. او نمیتواند رو در رو با دانشآموزان نگاه کند و یا آنها را در کلاس به صحبت یا خوابیدن متهم سازد. تنها تسوورا با او لبخند میزند. او که به مادُکا شدیداً علاقهمند است، عادات او را در دفتر زیستشناسی با نقاشیها ثبت میکند—فشار دادن دستش روی چانه برای نشان دادن عصبانیت او و کشیدن مویش هنگام عصبانی شدنش. تسوورا که از فراموش شدن پس از مرگ ترس دارد، فقط چیزهایی با مواد نگهدارنده میخورد تا اگر بمیرد، بدنش خراب نشود. با باور چنین چیزهایی، تسوورا فکر میکند «اگر آقای مادوکا که هیچکس ندارد با من که کسی هست نیازمند اوست ترکیب شود، قطعاً بینقص خواهد بود»، و ایدهٔ دیوانهواری از تعویض اندام جنسی با مادوکا در ذهنش شکل میگیرد.