خط داستانی
عشق نابینا است؛ هم از نظر Literal و هم معنوی. مردی میانسال به دختری جوان دل می بازد و سرش را از دست می دهد. به دنبال حادثه ای مرد به طور کامل نابینا می شود. پس از عمل جراحی، آنها خانه یی یی در روستا اجاره می کنند تا آرام گیرند. دختر همدم و راهنمای تنها از نظر در این جهان نابیناست. اما مرد احساس می کند کسی دیگر هم در خانه وجود دارد