خط داستانی
«پس از خورشید لذت ببر، اگر روز آفتابی است. از ماه لذت ببر، اگر ماهی در آسمان است. حتی در مرگ نیز زندگی وجود دارد، برای تو نیز.» این کلمات شوم که توسط گروه کر مردان خوانده میشود، به جای یک اورتور ارکسترال، لحن وهمانگیز اپرای اومبرتو جوردانو را رقم میزند. این اثر پس از اولین اجرایش در لا اسکالای میلان در سال ۱۹۰۳، تنها چند بار معدود به روی صحنه رفت و تا پایان قرن بیستم نسبتاً ناشناخته باقی ماند. در سه پرده جانگداز با نامهای «زن»، «معشوق» و «قهرمانه»، داستانی تکاندهنده روی صحنه فلورانس unfolds میشود: معشوقه شاهزاده، استفانا، عاشق ستوان واسیلی میشود و او را تا یک اردوگاه کار اجباری دنبال میکند، جایی که نقشهاش برای فرار با معشوقش، به سرنوشت تراژیک خودش منجر میگردد...