کیناپسیا
Kenopsia
زنِ متمركز بر مادری احساس می کند با کناره گیری پسرش از زندگی، دیگر هدفی ندارد تا اینکه در یک شب تنها پس از طوفان، توی باغش تخم کوچکی را می یابد که نشانه ای از زندگی می دهد و وقتی او را نجات می دهد، روال یکنواختش را کنار می گذارد تا از او مانند مادری مراقبت کند