هشت پایی
Octopus
بیگانه ای به شهر تازه می آید. او زبان مردم محلی را نمیداند و به نظر میرسد شبیه آنان نیست: به جای دو دست، چندین بازو دارد همچون هشت پا. هر زمان که بخواهد میتواند یکی از بازوها را جدا کند و دوباره رشد میکند. او به سراغ مردم میرود و حتی بازوهایش را به آنان پیشنهاد میدهد. به تدریج مرد هشت پا بخشی از شهر میشود تا اینکه روزی زبان تازه را یاد میگیرد...