یدک گروهی دستیار
Handigang
سَم، هفده ساله، در دبیرستان است و تفاوتش با دیگران تنها ویلچر اوست. او با مادرش نینا بزرگ شده است. ورود ونسان، پسری جدید به مدرسه، چیزهای زیادی را برای سَم تغییر میدهد. او به سام میفهماند بیعدالتی پیرامون او و گروه دوستانش وجود دارد: لیلا (با نشانگان آسپرگر) و تام (مرگ). آنها با هم گروهی تشکیل میدهند تا بیتوجهی را افشا کنند و با ضربه زدن آگاهی را بالا برند.