ماره
Mære
هرگاه روزا ۱۱ ساله مادرش نیکول ۲۷ ساله او را تنها بگذارد، هیولایی سایه مانند او را تعقیب می کند. روزی دوست روزا سوسی را نزد خود می آورد و مادر نقشه می زند تا با معشوقش سپری کند. روز بعد مادر هنوز پیدا نیست و روزا با ترس بزرگتری روبرو می شود و می فهمد که موجود نه تنها خیال کودکی نیست بلکه تهدیدی واقعی است.