نقدها
Satires
آقای یانگ طرح را به طرز مناسب و ملودراماتیک معرفی میکند، با یک شنل اپرا و چهرهای عبوس. او بخشی از شعر بیمعنی درباره محبوبیت فعلی نمایشهای معمایی ("پر از هیجان و نالههای آهسته، درهای کوبیده و تلفنهای زنگزده") را میخواند و سپس ناپدید میشود. موسیقی ترسناک، رعد و برق و نورپردازی شوم صحنه را تنظیم میکند. ویویان، ترسیده وارد میشود و سپس جان، به همین ترتیب. آنها به آرامی حرکت میکنند و درباره چقدر همه چیز وحشتناک است، شوخیهای مضحکی رد و بدل میکنند. یانگ با ناله وارد میشود و به صندلی تکیه میدهد. ویویان فریاد میکشد و فرار میکند. وقتی جان به جسد برخورد میکند و عذرخواهی میکند، جسد به اندازه کافی زنده میشود تا بگوید "اشکالی ندارد" و دوباره میافتد.