ساحل رویا
The Edge of Dreaming
این داستان زنی منطقی و شبهِ شکاک، مادری و همسری است که رویاهایش را به یاد نمی آورد. تنها یک بار خواب دید اسبش در حال مرگ است. او آنقدر ترسید که شب از خانه بیرون رفت. او را مرده یافت. خواب بعدی به او گفت که خودش در چهل و هشت سالگی خواهد مرد.