خط داستانی
یک ژنرال کهکشان با شمشیری در دست در بدنه کشتی عجیب در مقابل آینه ای بزرگ و شکسته منتظر است، او با یادآوری صدای زنی که به او میگوید هرگز بخشوده نخواهد شد، رنج میبرد و گروهش برای یافتن طلا دست به چپاول کشتی میزند.
یک ژنرال کهکشان با شمشیری در دست در بدنه کشتی عجیب در مقابل آینه ای بزرگ و شکسته منتظر است، او با یادآوری صدای زنی که به او میگوید هرگز بخشوده نخواهد شد، رنج میبرد و گروهش برای یافتن طلا دست به چپاول کشتی میزند.