جزیره جنوبی
South Island
این داستان عمدتاً درباره چانگ کوان، یک قاتل زبده در دربار است که در اواخر سلسله چینگ توسط همکارانش مورد توطئه قرار گرفت. پس از مجروح شدن و سقوط به دریا، توسط یک کشتی باری خارجی که کارگران چینی را حمل میکرد نجات یافت. او مشقات بسیاری از جمله بردگی و ستم خارجیها، حمله دزدان دریایی و طوفانها را تجربه کرد و در نهایت راه خود را به قوم مائوری اسرارآمیز یافت. با کمک دیگران، چانگ کوان به نیوزلند رسید. در این فرآیند، چانگ کوان با تکیه بر شجاعت و خرد خود، کارگران چینی را رهبری کرد تا از ستم و رنج رهایی یابند و زندگی جدیدی را با استخراج طلا در سرزمینی خارجی آغاز کنند.