خط داستانی
کلاریس توی ۱۷ ساله، هنگامی که درباره مرگ برادرزاده نوزادش که تحت مراقبت او به طور غمانگیزی غرق شده بود، تحقیقاتی انجام میشود، با احساس گناه دست و پنجه نرم میکند. با خوانده شدن هر شهادت، کلاریس باید بیاموزد که گذشته را بپذیرد و از «چه میشد اگر»های مداوم دست بردارد. این داستان در اصل درباره ایمان، رستگاری و خواهری است.