نِپ قدیمی و سوزن استاد
Old Nip and Master Needle
زمانی است که در سلوا یک خیاط به خوبی کار میکرد اما درواقع کلاهبردار بود که مشتریان را گول میزد. این اتفاق برای هنسم، حکاک، افتاد که لباس عروسیاش کوچک از کار درآمد زیرا پسر شهردار از پارچهای که او برده بوده استفاده کرده بود. سپس روپهالت مداخله کرد. قدرت جادویی ارواح کوه باعث شد همه پارچهای که خیاط به اشتباه به دست آورده بود به هیچ تبدیل شود. برخی افراد، از جمله مقامات، در زیر لباس خود ایستاده بودند و خیاط خشم کسانی را که فریب خورده بودند حس کرد. هنسم لباسی جدید و کفشی از روپهالت دریافت کرد و اکنون قادر بود با ماریش ازدواج کند.