د برای دختر
D for Daughter
«D» از شنیدههای غیابیِ پدرش بیدار میشود؛ باری که ساعاتی از آن گذشته است، با صدای غرغرهای بیقراریِ تجربهاش. ابتدا عصبانی است، اما بهآرامی به ونسا ملایمت پیدا میکند، که با نگاهش چشمهای خستهِ او را بهخوبی میبیند. با پدری ناقصعضو و بهعنوان تنها الگوی رفتاریِ او، D با دشواریهای ورود به دلالتِ زنانگی روبهرو میشود، در حالی که به ونسا، امید نادری از توجهِ لطیف و زنانگیِ او، دل میبندد. وقتی کایل ونسا را دور میکند، D باید اولین قاعدگیِ خود را با پدرش به عنوان یک همدست نامناسب، مدیریت کند؛ لحظهای تعیینکننده در رابطهشان.