خط داستانی
زمستان ۱۹۷۵ — نویسنده ژانت آسپن به بیمارستان روانی لپینلاتی میآید تا با فرزند تنهاش که روانشناس است، کارین آسپن، ملاقات کند، پس از حدود سی و شش سال که دخترش را برای سوئد فرستاده و خود در آغاز جنگ زمستانی به جنوب اروپا سفر کرده است. این ملاقات درگیریای بین مادر و دختر را Trigger میکند که اکنون بیتفاوت و غریبه از یکدیگرند.