سایه آبی چشم
Blue Eye Shadow
در یک شب آرام شنبه، یک مادر مجرد دو پسر کوچکش را به تختخواب میفرستد در حالی که خودش برای یک مهمانی رقص آماده میشود - برادر کوچکتر میبیند که برادر بزرگترش در سکوت در حال زدن سایه آبی چشم مادرشان در حمام است. در ابتدا، این لحظهای شیرین و کنجکاوانه از صمیمیت خواهر و برادری است. اما همانطور که داستان - از طریق یک تکگویی اعترافی و شکستن دیوار چهارم توسط لامونت یانگ - unfolds میشود، این خاطره عمق مییابد. ما به زودی درمییابیم که این لحظه با حقایق عمیقتری گره خورده است: تمایلات جنسی در حال شکوفایی برادر و، به طور трагиیک، مرگ最終ی او بر اثر اچآیوی/ایدز.