بِبیایا، به میل تنها ارادهام
Bebia, à mon seul désir
بازگشت به خانه برای تشییع مادر بزرگ، آریادنا سیزده ساله باید از مناظر روستایی گرجی دستنخورده عبور کند تا روح مادربزرگ را با جسد آرام او اتصال دهد در سنت باستانی دفن. عبور از این مسیر طاقتفرسا، آریادنا را مجبور میکند تا تأثیر مادربزرگ پیچیده و گاه ظالمانه را بر دوران کودکی نه چندان دور خود ببیند.