پسر شکارچی بازو
Eagle Hunter's Son
بی زار باشای دوازده ساله از سایر پسران قبیلهٔ کوچ نشین خود متمایز است او رویا دارد از دامنهٔ سبز استان مغولستان غربی به ذهنش آمده است می خواهد به شهر بزرگ برود اما پدرش آرزوهای خود را دارد تا روزی پسر کوچک او با پای پیاده از سکوی شهرت شکارچی بازو به او افتخار بدهد