خط داستانی
دختری نوجوان به نام آگاتا با مادرش مگدا زندگی میکند که از کارش اخراج شده است. مگدا تصمیم میگیرد کسب و کاری راه بیندازد و یک سالن زیبایی باز میکند. اما به دلیل کلاهبردار و بازی ناخوشایند تقدیر، او تمام سرمایهاش را از دست میدهد و سقفی که بالای سر دارد نیز از بین میرود. آنها به یک خوابگاه اجتماعی منتقل میشوند که در آن آگاتا چهاردانشهساله با جهانی ممنوعه آشنا میشود. در حالی که مگدا برای یافتن درآمدی مبارزه میکند، آگاتا با گروهی در محله رابطه برقرار میکند. او نخستین سیگار، نوشیدنی را تجربه میکند و دزدی در تراموا، خشونت و ترس را لمس میکند، اما در عین حال بیمسئولیتی رهاکننده را نیز تجربه میکند.