خط داستانی
برای کانی، سالهاست همه چیز مطابق برنامه پیش می رود، چه در حرفه و چه در زندگی خصوصی. تا اینکه پسر مدیرعامل شرکت، مسئولیت کار را به دست میگیرد و خواستههای تازهای بر نیروی کار تحمیل میکند. در آینده، زبان کار انگلیسی خواهد بود. انگلیسی؟ روان صحبت میکند؟ برای از دست ندادن شغلش، کانی فوراً در یک دوره فشرده زبان انگلیسی در ایرلند ثبت نام میکند. اما کمالگرای او اصلاً برای معلمش گیلین آماده نیست: زنی مهربان اما کمی آشفته و جواننما که کار اصلیاش راایندهگری مراسم تدفین میبیند. کانی همچنین با همکلاسیش، مکس، تقلیدکننده تام جونز، که فعلاً در ایرلند است تا دختر شانزده سالهاش ایمی را ملاقات کند، مشکل دارد. با کمال ناخرسندی کانی میبیند که در زندگی بینقصش چیزی بیش از تسلط بر زبان انگلیسی بدون اشتباه کم دارد. اما آیا او میتواند زندگیاش را پشت سر بگذارد و ریسک ورود به ناشناخته بزرگ را بپذیرد؟