دعا بخوان.
Pray.
برخی دوستان از کنسرت راک خارج از شهر را دنبال میکنند. پس از رویدادهای عجیبی در هتل، آنها شب آرام خود را ترک میکنند و تصمیم میگیرند شب را رانندگی کرده به شهرشان بازگردند. اما شخص یا چیزی آنان را تا خانه همراهی میکند. پس از روز مدرسهای نسبتاً عادی، رویدادها اینگونه پیش میرود که قهرمان داستان تنها در مرکز خرید آن شب به دام میافتد. با نزدیک شدن شب، مرکز خرید نیز تعطیل میشود و او به طور اسرارآمیزی در آنجا محصور میشود. او تنها نیست. برای فرار از این شب، به اراده قوی، ایمان بیوقفه و چند معجزه شگفت به شدت نیاز دارد.