پولمان و زمان آرزوها
همه چیز در زندگی تام پولمان، معمار، تا آخرین جزئیات بهینهسازی شده است. او حتی روی نقطه ضعف خود - ترس شدید از صحبت در جمع - با کمک یک اپلیکیشن روانشناسی کار میکند و آن را همزمان با برنامه ورزشی صبحگاهیاش انجام میدهد. زندگی روزمره آشفته سارا آرزو کاملاً متفاوت است: او به تنهایی در حال بزرگ کردن پسر دوازده سالهاش پل است، شیفت شب کار میکند و برای دریافت یک وام کوچک برای بازگرداندن کیوسک ورشکستهاش تلاش میکند. برای اینکه دو انسان چنین متضاد به هم نزدیک شوند، باید چندین بار اتفاق و تصادف نقش بازی کند: اول در یک حادثه فرار از صحنه تصادف کوچک که تقریباً پولمان را به زندان میاندازد؛ و سپس در بخش کودکان بیمارستان، جایی که آن راننده بدنام متخلف در سرعت غیرمجاز، خدمات اجتماعی خود را انجام میدهد. آنجا او با پسر سارا، پل، که از مشکلات تنفسی مرموزی رنج میبرد، ملاقات میکند.