خط داستانی
رویای یک قهرمان داستان توفیق و دوستانش را روایت میکند که برای تأمین هزینههای پزشکی یک کودک خردسال تصمیم به سرقت از یک بانک میگیرند. پیره کریم، سامی، در حین تلاش برای نجات کودکان در آتشی که در محله شعله میگیرد، جان خود را از دست میدهد. چند سال پس از این واقعه غمانگیز، خبر ابتلای کریم پسر سامی به سرطان خون، محله را شوکزده میکند. محله برای جمعآوری پول مورد نیاز برای بهبودی کریم دست به کار میشود. اما وقتی وجوه کافی جمع نمیشود، توفیق و دوستانش به سرقت از بانک متوسل میشوند. جوانان برنامهریزی برای سرقت را آغاز کرده و شروع به تحت نظر گرفتن بانک میکنند. وقتی توفیق و دوستانش میبینند که مدیر بانک، قدرت، کلید طاق را در جیبش میگذارد، آنها وارد تلاشی چالشبرانگیز میشوند.