خط داستانی
جولیا زن جوانی است با جذابیت و اعتماد به نفس. او برای پدرش لورنزو در trattoria خانوادگی Da Lorenzo در منطقه نیوشتاد هامبورگ کار میکند. این تراتوریا محیط کار، ملاقات و نشیمن خانوادگی گسترده است که شامل پسرعموهای جولیا، جینو و لوکا نیز میشود. فرانچسکو—«زیبای فرانچسکو»—با هیچ ارتباطی با لورنزو ندارد، اما باز هم بخشی از خانواده است. جولیا مدتی با فرانچسکو رابطه داشت و از آن زمان معتقد است که نامزد اوست. علاوه بر trattoria دا لورنزو، پدر جولیا کلید دیگری برای کارهای دزدی دارد که توسط جولیا، فرانچسکو، جینو و لوکا انجام میشود. هیچ چیز بزرگ، هیچ چیز خطرناک—یعنی کار فرعی.