خط داستانی
داستان فردی به نام مورگان، جوانی سفیدپوست و ثروتمند هفده ساله است که در بیست و چهار ساعت همه چیز را از دست می دهد. مورگان از خانواده ای متمول است و زندگی مرفه دارد؛ او کاپیتان تیم فوتبال و دارنده دختری زیبا است. با دو دوستش تصمیم می گیرد آخرین روز تابستان را با گریز از مدرسه در ساحل بگذراند تا روزی آسوده را تجربه کند، اما روزی رویایی در غل و زنجیر تغییر می یابد و به ماجرایی پر از درگیری های خشونت آمیز، هذیان های روشن و اتفاقات غیرمنتظره می انجامد. علاقه به مواد مخدر آن ها را به عمق جهان زیرزمینی تیجاونا کشانده و زندگی شان را تغییر می دهد.