دَمپستر
Dumpster
داستان آنچه اتفاق میافتد زمانی که جیم، نگهبان نظافت در یک دانشگاه معتبر، فونسدا، ثروتمند، را در سطل آشغال متحرک پنهان می یابد. جیم با مسئولیتهای بزرگسالانه در خانه با دوست دخترش و فرزندش دست و پنجه نرم میکند، در حالی که فونسدا با خودکشی هم اتاقی، جدایی از دوست دختر و بزرگ شدن از فضای فراخوانی دست می زند. ملاقاتهای شبانه آنها در سطل آشغال به آنها اجازه میدهد تا برچسبها و یونیفورمهای خود را کنار بگذارند و بفهمند دیگران چگونه زندگی میکنند، در حالی که در سطل آشغال چیزهای خوب هم پیدا میشود.