داستانهای آسیایی
Asian Stories
جیم بیباکترین جوان اهل چین-آمریکا در لسآنجلس است که اخیراً توسط نامزدش کاترین دو هفته قبل از عروسی رها شده است. به منظور تسکین دردش از دوست دیرینه و آدممتخلف، آِلِکس، میخواهد او را بُکشند. آکس با اکراه حاضر میشود تا ارزو را برآورده سازد اما تصمیم میگیرد کار را در لسآنجلس انجام ندهد. بنابراین جیم و آکس سفر خود را به سمت کلبه عمه جیم در کوهستان آغاز میکنند با شرطی سخت که همه کارها تا روز ولنتاین انجام شود