خط داستانی
شایلور و اونسبورن کراول برای حل نفرین کستی که پدرشان به خاطر شرکت در کشتن قبیلهای بومی وضع شده بود، تلاش میکنند. نفرینی که زنایی به نام چشم سیاه سُو آن را به یاد میآورند، فقط در صورتی میشکند که یکی از دو پسر فداکار شود و پدرشان را باور میکنند و به این کار grisly میروند