خط داستانی
کا پسری جوان است که هنر نمایش سایهٔ تایلندی را از پدرش میآموزد و به مردی قابل احترام در این هنر تبدیل میشود. عشق او به این هنر به اندازهٔ عشقش به فیلیوم، دختر قاصدعبدری از اشراف محلی، عمیق است. اما عشق کا ضربه میخورد زیرا پدر فیلیوم به حرفهٔ او به عنوان هنرمندی کمارزش از نظر خود تنفر دارد و فیلیوم را وادار به ازدواج با مرد ثروتمند دیگری میکند. در اثر خشم و غم، کا تصمیم میگیرد حرکتی نهایی انجام دهد تا با معشوقش یکی شود.