خط داستانی
جو هریس که به تازگی از زندان آزاد شده، به دنبال شروعی دوباره در زندگیاش است. همسرش باربی نقل مکان کرده و تنها کسی که میتواند به او بگوید کجا رفته، از این کار امتناع میکند. جو که عصبانی است، آن مرد را به شدت کتک میزند و به خانه پدرش فرار میکند، جایی که همسرش را نیز پیدا میکند. یک کارآگاه پلیس درباره کتک زدن (که به زودی به قتل تبدیل خواهد شد) به سراغ او میآید و جو اصرار دارد که بیگناه است. او به همسر و پدرش میگوید که تغییر کرده و تنها به خاطر سابقهاش مظنون است. باربی و فرد با تمایلشان به باور کردن ادعای جو در برابر ترس از اینکه او هرگز تغییر نکند، دست و پنجه نرم میکنند.