آخرین آدمی
The Last Adam
وقتی بابِی جکسون میانسال به خانه در شهر دریاچه، آلاباما بازمیگردد، دربارۀ زندگی «ای قوم بیسامانِ آلاباما» که در دههٔ هفتاد آنها را رهبری میکرد، فکر میکند. آیا بیست سال اخیر نیز برای آنها دشوار بوده است یا نه؟ خوشبختانه، زمانی که آنها به عنوان گوناگونترین گروه در شهری نظامی و عمدتاً سفیدپوست، بزرگ میشدند، مربی بیلی آدامز و همسرش بتّی آنها را با تفریحِ «بیسبال» بهشتیِ آمریکایی نجات دادند. اما سالها از آن زمان گذشته است و حال که مربی بیلی از حملهٔ قلبی گستردهای جان میدهد، «ریسکالها» باید گذشتهٔ خود را بهعنوان تاجگذاریکنندگان برای مراسم خاکسپاری او بپذیرند. آزارهای زندگی کنونی و یادهای ناخوشایند گذشتهشان، آیا بازگشت به خانه را تلختر از شیرین نخواهد کرد؟