خط داستانی
میناکو (تاناکا یوکو) روز خود را با دویدن در تپههای زادگاهش برای تحویل شیر از در خانه به خانه آغاز میکند. پس از اتمام این کار، به شغل روزانهاش به عنوان صندوقدار سوپرمارکت میرود. میناکوی 50 ساله و مجرد در یکی از خانههایی که شیر تحویل میدهد، مردی را میبیند که از دوران دبیرستان به او عشق پنهانی دارد. این مرد، کیتا (کیشیبه ایتوکو)، با همسرش یوکو که به بیماری لاعلاج مبتلاست، زندگی میکند. او در خانه از او مراقبت میکند و در بخش امور کودکان اداره محلی کار میکند. با اینکه او اصرار دارد که هیچ چیز بیشتر از یک زندگی "عادی" نمیخواهد، زندگیاش در زیر سطح در حال آشفتگی است. کارگردان از ابزارهای روایی مختلفی برای به تصویر کشیدن تنهایی، انزوا و امید این افراد استفاده میکند که به نظر میرسد اهداف و رویاهایشان را از دست دادهاند، در حالی که این آرزوها به طرز دردناکی در دسترسشان است.