خط داستانی
در حالی که تنها در مترو است، مردی متوجه میشود صدای درونش دیگر با دارو قابل سرکوب نیست. «صدا» که از بیتوجهی به مدت سالها خشمگین است، با نهایت خشم به سلطهٔ ذهنی و جسمی بر مرد میافکند—آنچه ممکن است تنها تصور شود.
در حالی که تنها در مترو است، مردی متوجه میشود صدای درونش دیگر با دارو قابل سرکوب نیست. «صدا» که از بیتوجهی به مدت سالها خشمگین است، با نهایت خشم به سلطهٔ ذهنی و جسمی بر مرد میافکند—آنچه ممکن است تنها تصور شود.